کرم از خود درخته

*مينو مرتاضي لنگرودي:وقتي از خشونت عليه زنان صحبت مي کنيم، منظور خشونت هايي است که انسان عليه خود روا مي دارد.

جنس و جنسيت و طبقه و قوميت و زبان و سواد و ثروت عموما مولفه هاي تقسيم و تفکيک خود از ديگري و عناصري بالقوه تجزيه گرا هستند. جنس و طبقه و قوميت و زبان و قدرت و ثروت و دانش عواملي هستند که براي انسان اسباب بزرگي و تفاخر را فراهم مي کنند. اين عناصر آشکارا بين «من» و «ما» و در ابعاد بزرگ تر بين «ما» و «آنها» مرزبندي و تفکيک ايجاد مي کنند.در اصل اساسي ترين عامل خشونت، تفکيک و تجزيه انسان ها از يکديگر در قالب زن و مرد و غني و فقير و دانشمند و بي سواد و ... است. در اينجا تفکيک موجب کرموشدن درخت انسانيت شده است. از درخت کرمو هرگز نمي توان انتظار ميوه و ثمر بدون کرم و آفت داشت. جداسازي انسان ها از برابري ماهيتي انسان بما هو انسان به واسطه جنس و زبان و طبقه و دانش و ثروت و... نخستين و سخت ترين خشونتي است که انسان عليه خود مرتکب شده است. در چنين احوالي نمي توان خشونت عليه زنان را از خشونت فراگيري که در بطن و متن روابط انساني و در فرهنگ و عرف و قانون و جنسيت و طبقه موج مي زند و جريان دارد جدا کرد. منع خشونت عليه زنان بدون توجه به زيرساخت هاي برسازنده خشونت در تمامي ابعاد و زواياي زندگي انساني؛ مانند توهم داشتن ميو ه اي سالم از درختي تا بن ريشه کرمو است. با هرس کردن يک يا دوشاخه، آن درخت بيمار شفا نخواهد يافت. در آن صورت تعجبي ندارد اگر مي بينيم و مي شنويم که زن جراح در محل کارش به دليل تعهد به برابري انسان ها در امر مداوا و درمان مورد ضرب وشتم قرار مي گيرد و مي گويند کرم از خود درخته؛ نمي دانست که نبايد روي حرف «آنها» حرف بزند؟ يا دختر و زن جواني که با عجله بسيار براي رسيدن به محل کار يا خانه و به علت ازدحام نفس گير دو واگن منفک زنان سوار واگن مردان مي شود، اگر به مردي که به هزار دليل گفتني و ناگفتني خود را به او چسبانده اعتراض کند؛ آقا کمي آن طرف تر بنشين يا بايست، با اين استدلال مواجهه خواهد شد تو حتما از «آنها»يي، اگر خودت کرم نداشتي چرا سوار واگن مردان شدي؟ و لابد دختر نوجوان گل فروش يا زن جوان دست فروش که در برابر آزار هاي جنسي و کلامي مردان بي پناه و ياور رها شده هم از «آنها» و کرم از خودش است مي خواست فقير و دست فروش نباشد. جوري مي گويند کرم از خود درخته که انگار درخت در فضاي امن و هواي پاک و پاکيزه رشد کرده و دلش خواسته و خوش داشته به جاي گل و ميوه کرم داشته باشد. در چنين فضا و وضعيتي ادبيات و رويکرد زن و مرد نسبت به موقعيت فرق چنداني نمي کند. در تفکيک هاي جنسيتي قدرت اغواگري زنان تنها قدرت به رسميت شناخته شده نزد مردان است و بسياري از مردان خود را در برابر آن سخت ضعيف مي پندارند. ازاين روست که با فرافکني ضعف خود و با گفتن کرم از خود درخته، عدم برخورداري از قدرت کنترل و مديريت عواطف خود را توجيه مي کنند. زنان نيز در بسياري از روابط خانوادگي يا اجتماعي و شغلي عينا همين عبارت را عليه مردان يا هم جنسانشان به کار مي برند. انسان ها بي توجه به علل و عوامل و ريشه هاي خشونت گري در ستمگري به يکديگر بسيار پرشور و شتاب عمل مي کنند.تفکيک هاي جنسيتي و قوميتي و طبقاتي و ... با شقه شقه کردن انسان ها و حبس هرکدام در وجه منفک خود روابط هستي مند انسان ها با يکديگر را قطع مي کنند. اين قواعد خشونت را به هيئتي درمي آورند که انسان ها تبعيت از آن را جزء وظايف روزمره خود تلقي مي کنند. آنگاه است که به قول اسپينوزا؛ «مردان و زنان چنان براي بردگي خود مي جنگند که گويي براي رهايي خود مي جنگند». در جريان عمل به وجدان و اخلاقياتي که بر اساس تفکيک و تبعيض هاي جنسيتي و طبقاتي و قوميتي شکل گرفته، انسان ها چاره اي جز انکار فاعليت ماهيتا برابري خواه خود ندارند. بنابراين با وجداني کردن قواعد بي اساس و پايه اي مانند «کرم از خود درخته»، به نبردي واژگونه عليه خود مشغول مي شوند. به اين ترتيب با اختصاص دادن روز و هفته و حتي سال براي منع خشونت عليه زنان، کاري مي شود تا خوبي زنان و مرداني که نقششان را به عنوان شهروندان مطيع و خشونت گريز، بدون اشاره به ريشه ها، دنبال و پيگيري مي کنند تضمين شود، زيرا اين آدم هاي خوب وجدانا زندگي بد را خوب زندگي مي کنند.

 *نویسنده و فعال مدنی

این مقاله را به اشتراک بگذارید

لینک خبر:



ارسال نظر

فیلدهای اجباری را تکمیل نمایید

 
طراحی و اجرا توسط آریان وب!

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به ماهنامه توفیق اقتصادی است.
 
Web Design Aryanweb!

Copyright © 2019 Tofigh Online. All Rights Reserved!

 

Top