طنزیمات - توفیق آنلاین

 توفیق آنلاین:برنانکی، رئیس اسبق بانک مرکزی ایالات متحده، روز ۱۶سپتامبر۲۰۰۸، بر آن شد وام ۸۵میلیارد دلاری را از طرف فدرال‌رزرو به AIG دهد. موسسه‌ای که وام های رهنی کم‌اعتبار را در سرتاسر ایالات متحده بیمه کرده بود.

توفیق آنلاین :ناصرالدین شاه قاجار، اکثر اوقات سال را با اردویی که اردوی همایونی نام داشت در سفر و شکار به سر می برد و چون دوری از زنان را نیز بر نمی تافت،در این سفرها،اردوی حرمسرا هم‌ با تجهیزاتی جداگانه و بالطبع هزینه ای گزاف در جوار وی حرکت می‌کرده است. ولی در سفرهای سه گانه فرنگستان (سالهای۱۲۹۰،,۱۲۹۵ ۱۳۰۶ هـ ق ) همراه بردن زنان به دلایل متعدد امکان پذیر نبود،علی ایُ حال در غیاب حرمسرا ازنظارت و تماشای زنان فرنگی غافل نبوده و درجشنها و مهمانی هایی که به افتخار او ترتیب داده می شد.

*جهانگیر هدایت:فرصتی پیش آمد با یک ویروس کرونایی چاق و چله و سرحال برخورد کردم.

توفیق آنلاین: مال بد ویژه

مستشاران اجنبی هستند 

مایه شر و باعث تشویش

علناً دوست در خفا دشمن

باطناً گرگ ظاهراً چون میش

مستشار قشون ما شده اند 

عده ای از رنود خیراندیش

عده ای دزد و عده ای جاسوس

سروری می کنند بیش از پیش

ارمغان آمده ز آمریکا

بهر این ملک یک گروه قمیش

از پی رفع شر و دفع خطر

واضح است این که نیست راهی بیش

باید اینها به خاک خود بروند 

مال بد بیخ ریش صاحب خویش

کریم فکور"فکلی" توفیق،ش 39سال 1331

توفیق آنلاین: آمد برون ویژه

کاشتی در باغ بادنجان خیار آمد برون

تخم زردآلو فرو کردی انار آمد برون

پرده را برداشتی تا دلبری آید بدر

نره غولی با قدی همچون چنار آمد برون

چشم بندی بود یکسر کار این صندوق ها

عقرب افکندی در آنها سوسمار آمد برون

رای ها  تا کرده و بی عیب در صندوق رفت

از دل صندوق مشتی لکه دار آمد برون 

بیضه زیر زاغ بنهادی کلاغ آمد بدر

شیشه را پر کردی از می زهر مار آمد برون

یک طویله پر نمودی از الاغ قبرسی

وز ذر اصطبل یک صف مستشار آمد برون

در قفس انداختی یک عده گنجشک ظریف 

چون قفس را باز کردی لاشخور آمد برون

خورد مهر معتبر در پای برگ تعرفه

در عوض یک عنصر بی اعتبار آمد برون

ابوتراب جلی " فلانی" ،توفیق،سال 1331

توفیق آنلاین: قطعه ویژه

ای که با پول یتیمان فقیر و بی گناه

مکنتی بر هم زدی در کاخ عالی می روی

بینوایان را کنی بی خانمان و در به در

خود به روی پرنیان و فرش و قالی می روی

هستی بیچارگان را می ربایی زین سپس

پیش این و آن برای ماست مالی می روی

حرص ثروت تا به چند و جمع مکنت تا به کی 

دست خالی آمدستی دست خالی می روی

فریدون مشیری ،توفیق ،ش 24 سال 1324

امروز می خواهیم برای شما طرز پختن کله پاچه گنجشک را شرح دهیم:

قبلاً ده پانزده عدد گنجشک چاق و چله که نان سیلو نخورده و کاملاً سالم  باشند خریده در قفس بیاندازید. بعد قفس را صبح به صبح نزدیک رادیو برده و ایستگاه رادیو را بگیرید. پس از مدت چند روز که این کار را کردید گنجشک ها از شنیدن گفتارهای رادیو کاملاً نیرو مند شده برای خوراک حاضر می شوند . آن وقت آنها را سر بریده در آب جوش بیاندازید . چند دقیقه ای که در آب جوش ماندند پوست آنها را همانطور که امروز عده ای دزد و خائن پوست ملت را می کنند غلاف کن کنید. وقتی که کله پاچه ها قشنگ شسته و رفته شد آنها را در ظرف بزرگی ریخته و کوزه آب به نافش ببندید اما خیلی مواظب باشید که آبش از آب لوله کشی شده شهرداری نباشد. پس از اینکه کله پاچه ها یک ساعت جوشید مقداری نمک به آن بزنید اما بطوری که زیاد شورش را در نیاورید. آن وقت می توانید غذا را در ظرف کشیده و سر میز بیاورید.کله پاچه گنجشک اگر به ترتیب فوق پخته شود خاصیت غریبی دارد . انسان را پرگو و یاوه سرا می کند و شخصی که از این غذا بخورد به قدری دری وری می گوید و روده درازی می کند که همه اطرافیان او دلخور می شوند . خانم هایی که شوهرشان نماینده مجلس است می توانند در روزهایی که حاجی خبر تشکیل جلسه را می دهد یک لقمه کله گربه ای از این مطبوخ لذیذ گرفته و به خورد شوهرشان بدهند. مطمئن باشند که او به قدری درباره دفاع از حقوق شخصی و منافع فردی خودش وراجی خواهد کرد که حاجی با همه خونسردی که خداوند به او عطا فرموده مجبور به نواختن زنگ شود.

محمد امین محمدی"م. طوطی" توفیق

 

هر کس که ندارد به جهان یار حقیقی

در صحنه گیتی ست گرفتار حقیقی

جیب من دلسوخته خالی شده از پول

یعنی شده ام دور ز غمخوار حقیقی

این خانه ویران شود آباد ولیکن

با نقشه و پی ریزی معمار حقیقی

زان روز که خر کرده مرا آن بت عیار

انداخته در گردنم افسار حقیقی

از داروی قلابی و از دکتر کشکی

درمان نپذیرد دل بیمار حقیقی

آن روز که تغییر کند وضع کنونی

از پرده برون افتد اسرار حقیقی

در بند بود بی گنه از تهمت بیجا

در خانه لمیده ست گنهکار حقیقی

دل برده ز کف مار دو گیسوی تو جانا

یعنی که گزیدهست مرا مار حقیقی

پرویز خطیبی "دارکوب"هفته نامه توفیق

لاستیک:نان های سنگک فعلی

پاینده:بساط رشوه تا ابد

سطح زندگی:برج شمس العماره

ماشین حمل گوشت: اتوبوس های شهری

آبکش: پیاده روی آسفالت که چاله چوله زیاد در آنها دیده می شود

عجول: ساعت شهرداری که اغلب جلو می رود

سه لا :کمر فقرا در زیر گرانی هزینه

مستراح عمومی: کلوپ زیرزمینی یک عده قماربازان و لش و لوش

سنگلج: ماکت صحرای لوت

تراژدی: وضع زمستان آینده با نبودن زغال و هیزم

عبدالعلی همایون"مورچه سواری" توفیق ،ش 1،سال 1321

 

خدایا هر کسی از وضع این کشور خبر دارد

تو گویی پیش ما بیچارگان ارث پدر دارد

نمی دانم چرا این نفت لاکردار بو گندو

برای دیگران زر ،بهر ایرانی ضرر دارد

الهی کورباد آن کس که دارد آرزوی روزی

ز نو کاخ جنایت را در ایران مستقر دارد

شبی طفل یتیمی گفت با قلبی پر از ماتم

که مادرجان چرا طفل فلانی سیم و زر دارد

چرا من چایی خود را خورم با کشمش و خرما

ولی طفل حمارالسلطنه قند و شکر دارد

چرا کس اعتنایی نیستش بر ناله های من

ولی فرزند همسایه هزاران ناز خر دارد

بگفتا: جان مادر، خانه و سرمایه و ماشین

برای سینه ما مردم مفلس ضرر دارد!

اسماعیل نواب صفا ،توفیق، ش 3،سال 1323

 

هرکه در کشور ایران به سر کار آمد

مدتی خورد و بخوابید و بیاسود و برفت

همچنان ارسی قلابی و شلوار نخی

هفته ای چند به پا بود و بفرسود و برفت

آمد از دامن کشور بفشاند گردی

بدتر آن را به کثافت بیالود و برفت

هر زمان خواست ز کاری گرهی بگشاید

گرهی بر گره کار بیفزود و برفت

ابوالقاسم حالت"خروس لاری" توفیق ش 26 سال 1322

 

صفحه1 از4
 
طراحی و اجرا توسط آریان وب!

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به ماهنامه توفیق اقتصادی است.
 
Web Design Aryanweb!

Copyright © 2019 Tofigh Online. All Rights Reserved!

 

Top